محمد باقر شريعتى سبزوارى

105

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مىرود و البته اين تجزى و انحلال پيوسته ادامه نيافته و در جايى وقوف خواهد كرد . وقتى كه آب را تجزيه كنيم به دو عنصر اكسيژن و هيدروژن به اضافهء حرارت معيّن بىشك به عناصر بسيطى مىرسيم كه ديگر قابل آناليز و تجزيه نيست و اين امر باعث توقف عمل تجزيه و تحليل خواهد شد و البته آخرين دو مفهومى كه پيدا كرده‌ايم ( اكسيژن و هيدروژن ) بسيط خواهند بود ، چنان‌كه در خارج نيز كار همان‌گونه مىباشد و همان مفهوم بسيط است كه مفهومات بسيطهء ديگرى يكى پس از ديگرى به وى اضافه شده و تركيب يافته است كه مفهوم نخستين مورد نظر ( مفهوم كرسى مثلًا ) درست گرديده . مفهوم « اتم » نيز مفهومى است مركب از الكترون‌ها و پروتون‌ها به اضافهء نوترون كه اگر هر كدام را منها كنيم ، اصل مفهوم اتم منتهى مىشود و يا انسان مفهومى است مركب از حيوان و ناطق و ماده و صورت ، كه هر كدام نفى شود مفهوم انسان از ميان مىرود . پس مفاهيم تصوريهء ما چنان‌كه يك نوع كثرت در ميان بسايط خود دارند ، يك نوع كثرت نيز به‌واسطه تركيب پيدا مىكنند ؛ مانند مفهوم انسان كه با حيوان ناطق تصور شود ، اتم كه با الكترون و پروتون مفهوم گردد ، كرسى به صورت تخته و ميز و صندلى ؛ به عبارت روشن‌تر يكى از اعمال عاليهء ذهن عمل « تجزيه و تركيب » است . به‌واسطهء اين عمل ، معلومات و صور ذهنى يك نوع تكثر پيدا مىكنند ، و هم به‌واسطهء اين عمل است كه معرفت و شناسايى منطقى اشيا حاصل مىشود . همان‌طورى كه مواد خارجى يا بسيطاند يا مركب و مركبات با همهء تنوعات زيادى كه دارند كه با نام‌هاى مخصوص خوانده مىشوند ، از يك عده عناصر معدود تشكيل يافته‌اند و اگر آن‌ها را تجزيه كنيم جز آن عناصر معدود ، كه با نسبت‌هاى مختلف با يك‌ديگر تركيب يافته‌اند ، چيزى نيست ، چنان‌كه در مثال‌هاى اتم و آب و كرسى روشن شد . صور ذهنى نيز يا بسيطند يا مركب و مركبات چيزى جز صور تركيب يافته از يك عده عناصر بسيط ذهنى كه با طرز مخصوصى تركيب شده‌اند نيست . عناصر سادهء اوليه ذهن به حسب اصطلاح « مبادى تصوريه » ( در باب تصورات ) و « مبادى تصديقيه » ( در باب تصديقات ) خوانده مىشوند .